دیدید وقتی میخواهی عطسه کنی اما وسط راه یهو عطسه قطع میشه چه حس بدیه؟ من الان سه روزه همین حالت رو دارم منتها با خمیازه. نمیتونم یه خمیازه کامل بکشم و دارم به فنا میرم. واقعا فکر نمیکردم خمیازه کشیدن، یه خمیازه کامل کشیدن، انقدر مهم و حیاتی باشه. الان میفهمم که وقتی خمیازه می کشیدم انگار یه هوای تازه به سلول های مغزیم میرسید و خستگی ذهن در میرفت انگاری. اما الان سه روزه نمیتونم خمیازه بکشم و همهش خستهم. بیش از حد خسته. انرژی هیچ کاری رو ندارم. کلافهم. نظم زندگیم واقعا بهم ریخته.و هر وقت حس خمیازه دارم چشمام پر اشک میشه. همین. آدم دکتر رونده ای هم نیستم معمولا. تا جمعه صبر میکنم و جمعه یه چند ساعت بیشتر میخوابم. ببینم تنظیمات مغزم درست میشه یا نه. امروز عمه اینجا بود و کل سر و پیشونیم رو ماساژ داد. پیش خودم فکر میکردم اگر یکی سرم رو ماساژ بده راه خمیازه کشیدنم باز میشه:| تا حالا شده کسی از خمیازه نکشیدن بمیره یا من اولین نفر خواهم بود؟
دقیقا این حس رو دارم که انگاری ذهنم رو جرم گرفته و حسابی کثیفه و یه خمیازه کاملِ بدون نقصِ خستگی درکن میتونه اون رو تمیز تمیزش کنه.
واقعا چه نعمت هایی داریم که حواسمون بهش نیست.
خدایا به خاطر همه لطف هات ازت ممنونم. حتی ریز ترینشون که متوجهش نیستم.